اقلیما

تومان ۶۲,۰۰۰

Category:
نویسنده
مترجم
نویسنده
تعداد صفحات
نوبت چاپ
قطع
جلد
وزن

کتاب نوشتۀ حمیرا قادری است. درباره کتاب اقلیما نقطۀ آغاز داستان، تولد راوی، اقلیما، دختر نقره، شخصیت محوری داستان است. تولدی که هم‌زمان است با حکومت حبیب‌الله کلکانی، نخستین حاکم غیر پشتون افغانستان نوین. مکان هم آشپزخانۀ ارگ سلطنتی، نزدیک‌ترین حاشیه به کانون قدرت است که می‌توان تصور کرد. نوع تصویرپردازی بسیار شبیه سریال‌های تاریخی است، با این تفاوت که زنان حاشیه‌ای و فرودست روایتگرند.

بخش‌هایی از کتاب اقلیما:

گرفته نشده است نگاهم از در هنوز؛ حتی بعد از اینکه نقره را روی دست‌ها بردند. نقره‌ای که باز هم سر خمانده بود به تقدیر و رفته بود. تقدیری که چشم‌انتظاری را سرمه کرد و به چشممان کشید. سرمه‌ای که خاک شد، باد شد، آب شد و آتش. به هرچه دست زدیم، درد فراق شد و تنهایی، درد فراق و حیرانی. نگران ماندیم که تمام راه‌های عالم از دلمان آغاز شد و در چشممان نیمه ماند. در پس هر طلوع، امیدوار نشانی شدیم و در پس هر غروب، ناامید بی‌نشانی. گوش سپردیم به هر خش‌خشی و دل بستیم به فال‌هایی که هیچ، دل به نیت ما ندادند. باد آمد، باران آمد؛ اما غبار چشمانمان را نبرد، نشست. باد آمد، باران آمد، خزان آمد، مدام خزان آمد. باد آمد، باران آمد، نقره آمد. باد آمد، باران آمد، باد آمد، باران آمد، من آمدم. با این‌همه آمدن و آمدن، بهار نیامد با ما. طعم بهار نداشتیم، رنگ بهار نه. می‌خواستیم باد شود، باران شود، شکوفه شویم بر سرشاخه‌های هم؛ نشدیم. می‌خواستیم سبزه شویم بر دست‌های هم زیبایی باشیم در چشمان هم … . در هیچ فصلی، با موافق نوزید. تلاش کردیم برای هم مهربانی سرنوشت باشیم، مهربانی تقدیرهای ناخواسته. یاد گرفتیم برای هم قصه شویم و قصه‌گو. هزارویک‌شب هم باشیم تا تار امید بتنیم و …

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اقلیما”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.