سرگم

تومان ۳۲,۰۰۰

Category:
نویسنده
مترجم
نویسنده
تعداد صفحات
نوبت چاپ
قطع
جلد
وزن

امروز آقایم سر چاشت بی خبر آمد خانه. داشتم رخت ها را بالای بند هموار می کردم که دروازه را آرام پس کرد . دیروز هم بی خبر یک سر آمدو رفت.من را که میان حویلی دید،یخت ایستاد شد و دست هایش را پشت کمرش در هم قفل کرد . نگاهی به رخت های سر طناب انداخت . بعد سرش را بلند کرد و نگاهش را به آسمان و سر دیوار ها چرخ داد (وقتی برون می شی ، چادر نمازته سر کو.)بعد به دست هایم سیل کرد که زیر آستین ها بر زده دیده می شدند. سرم را بلند کردم و به دیوارهای بلند و کشیده نگاه انداختم وآستین ها را پایین کشیدم. از بغلم که گذشت، باز ایستاد شد و از زیر چشم به کالاهای من وننه نگاه کرد .(ای سیا سر خدا زده یادت نداده که بالای این ژنده های خودت وخودش کدام تیکه بندازی ) نمی دانی جوان ده خانه داریم . بعد راهش را به سوی دروازه حویلی کج کرد……

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سرگم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.